مرتضى مطهرى
92
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عارف كامل ) را با لحنى دو پهلو و نغز و توأم با « توريه » و « ايهام » اينچنين بيان كرده است : پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطاپوشش باد يعنى در نظر بىآلايش و پاك از محدوديّت و پاييننگرى پير ، كه جهان را به صورت يك واحد تجلّى حق مىبيند ، همهء خطاها و نبايستنيها كه در ديدهاى محدود آشكار مىشود محو مىگردد . جهان ، ظلّ حق و سايهء حق است ، ذات حق ، جميل على الاطلاق و كامل على الاطلاق است . ظلّ جميل ، جميل است ، محال است كه جميل نباشد . در هر اندام زيبا اگر عضوى را تك و تنها ، بدون توجه به اينكه موقعيت عضوى دارد و با يك سلسله اعضاى ديگر مجموعاً يك اندام را تشكيل مىدهند ، مورد توجه قرار دهيم ، حقانيت و درستى و كمال او را درك نخواهيم كرد و احيانا فكر مىكنيم كه اگر به گونهاى ديگر بود بهتر بود ؛ اما همين كه با ديدى گسترده ، آن را به عنوان يك عضو در مجموعهء يك اندام زيبا ببينيم ، نظر ما دگرگون مىگردد ، و آنچه قبلا نادرست و نبايستنى مىپنداشتيم به كلى محو مىگردد . حافظ در بيتى ديگر از همين غزل ، همچنانكه عادت او است كه در هر غزلى ( عموماً يا غالباً و قريب به اتفاق ) مقاصد كنايى و استعارى و احياناً ابهامآميز و توريهآميز خود را با بيتى تفسير كند ، مقصود خويش را توضيح داده است : چشمم از آينهداران خط و خالش شد * لبم از بوسهربايان بر و دوشش باد در مصراع اول اين بيت ، وصول خويش را به مرحلهء « عين اليقين » كه جهان را مظهر خط و خال و چشم و ابروى او ، و هر چيز را در جاى خود نيكو مىبيند ، اعلام مىدارد و در مصراع دوم ، آرزوى وصول به مرحلهء « حقّ اليقين » را مىنمايد . حافظ در غزلهاى ديگر خويش نيز اين حقيقت را كه عارف پس از وصول به حقيقت ، جز كمال و جمال و لطف و زيبايى در تفسيرش نيست ، مكرّر بيان كرده است ، مانند آنجا كه مىگويد : روى خوبت آيتى از لطف بر ما كشف كرد * زين سبب جز لطف و خوبى نيست در تفسير ما يا مىگويد :